تبليغاتX
سلام دنیا - دارم از خودم کنده میشوم....
سلام دوست عزیز

امتحان  بهانه جالبی نیست برای اینهمه تاخیر در به روز کردن.... اما من بجز امتحانات بهانه ای ندارم .

زمستان داره به نیمه خودش میرسه و من همچنان در روزهای پاییزی خودم موندم

دارم سعی میکنم یه جوری بیرون بیام اما....

باز هم یه سپید می زنم و باز هم ....منتظرت میمونم

 

لطفآ کسی زمان را به عقب برگرداند...

می خواهم از زمانی بگویم :

که بادبادکهام در هوای کسی به آسمان نمی رفت....

 که موهای کوتاهم

روسری را نمی شناخت .

وعروسک های یک چشم پلاستیکیم

 هیچ آوازی را با فشردن دکمه نمی خواند!!!.

میخواهم از زمانی بگویم که هنوز ..

در سند املاک شخصی هیچ عاشقی نبودم !!!

و هربار به کوچه می رفتم...

 جز مادرم کسی سوال و جوابم نمی کرد...

 چقدر قلبم بزرگتر از مشت بسته ام بود...

. چقدر دل داشتم...

آنروزها

چقدر قشنگ گریه می کردم

 و هیچ اشکیم را

قورت نمیدادم

چرا؟

.... چرا کسی جواب سوالم را نمیداند ؟؟؟!!!

چراهرچه بزرگتر میشوم انگار کوچکترم؟

لطفآ..

 کسی زمان را به عقب برگرداند....

 میخواهم دوباره بزرگ شوم!!!

+ نوشته شده توسط مولود گودرزی فر در دوشنبه نهم بهمن 1385 و ساعت 1:5 AM |


Powered By
BLOGFA.COM